ازآجيل سفره عيد

چند پسته لال مانده است
آنها که لب گشودند ؛ خورده شدند
آنها که لال مانده اند ؛ می شکنند 
دندانساز راست می گفت :
پسته لال ؛سکوت دندان شکن است !

===============================

من تعجب می کنم 
چطور روز روشن 
دو ئيدروژن
با يک اکسيژن ؛ ترکيب می شوند
وآب ازآب تکان نمی خورد !

==============================

بهزيستی نوشته بود :
شير مادر ، مهر مادر ، جانشين ندارد
شير مادر نخورده ، مهر مادر پرداخت شد
پدر يک گاو خريد
و من بزرگ شدم
اما هيچ کس حقيقت مرا نشناخت
جز معلم عزيز رياضی ام
که هميشه ميگفت :
گوساله ، بتمرگ!

=========================

با اجازه محيط زيست

دريا، دريا دکل می‌کاريم

ماهی‌ها به جهنم !

کندوها پر از قير شده‌اند

زنبورهای کارگر به عسلويه رفته‌اند

تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند

چه سعادتی !

داريوش به پارس می‌نازيد

ما به پارس جنوبی !

  ============================

رخش ، گاری کشی می کند
رستم ، کنار پياده رو سيگار می فروشد
سهراب ، ته جوب به خود پيچيد
گردآفريد ، از خانه زده بيرون
مردان خيابانی برای تهمينه بوق می زنند
ابوالقاسم برای شبکه سه ، سريال جنگی می سازد
وای...
موريانه ها به آخر شاهنامه رسيده اند !

=================================!

صفر را بستند

تا ما به بيرون زنگ نزنيم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زديم !

 

زنده ياد حسين پناهی