13
می شود احساس را تحریف کرد
چشمها را بست ، یا توقیف کرد
می شود آواز شد ، بی شعر ، یا
درد ها را وقف یک تصنیف کرد
" بی کسی " را پای چوب دار دید
یا که او را لایق تخفیف کرد
می شود یک " بغض " را تبریک گفت
" اشک " را سرمشق یا تکلیف کرد
عکس روی جلد را برعکس دید
در کتابی که خدا تالیف کرد
قبل تر ها " عقل " هم احساس داشت
آمد و هر واژه را توصیف کرد
درد ، غم ، احساس ، تب ، اندوه ، اشک
کاش می شد " عشق " را تعریف کرد
در گذرگاه زمان